خرس: عشق ، انسانیت ، زندگی !

7 11 2008

یادداشتی بر فیلم سینمایی “خرس” اثر “ژان ژاک آنو
به بهانه پخش در سینما یک

[محمد ماهر]

poster bear guilart

پوستری از فیلم خرس (1988)

فیلم “خرس” تقابل عشق و خودخواهی است ، تقابل نیکی و زشتی است و تقابل مرگ و زندگی! داستان فیلم در مورد بچه خرسی شاد و بازیگوش است ، بچه خرسی که در زندگی به چیزی جز شادی و نشاط فکر نمی کند ،و به چیزی جز در کنار مادر بودن و محبت دیدن… و درست در همین زمان است که مرگ مادر ، جاده ای نا معلوم و خطرناک را به روی خرس می گشاید … کشته شدن مادر به واسطه ی سقوط سنگها از روی صخره ، و تلاش بچه خرس برای نجات مادرش ، حس همذات پنداری مخاطب را در همین ابتدای فیلم بر می انگیزد . بچه خرس تنها شد ، و حال کودکی که تا پیش از این تنها فکر و ذکرش بازی با شاپرکها و آب بازی با مادرش بود ، به چیزی جز سرپناه فکر نمیکند . سرپناهی برای فرار از دنیای جدید و خوفناکش …

و این سرپناه کسی نیست جز یک خرس دیگر . بچه خرس سرپناهش را می یابد ، اما زمانی این اتفاق رخ می دهد که خرس به واسطه شلیک شکارچیان زخمی شده … حال خرس کوچک می بایست با سرپناه زخم دیده اش(!) تا پایان فیلم سر کند . و در این مسیر اتفاقات و کشمکش های بسیاری بین آنها و راه پیش رویشان رخ می دهد که همه و همه برای همراه ساختن بیننده تا پایان فیلم کافی هستند.

این فیلم کمترین دیالوگ ممکن را داراست ، و بیننده به جز در چند سکانس ، که آن هم به گفتگوی بین شکارچیان مربوط است ، دیالوگ دیگری نمی شنود . فیلم در درجه اول بر پایه فضای خاص ، داستان مناسب و مهمتر از همه بازی گرفتن تحسین برانگیز از خرسها پیش می رود که به مثابه دو انسان ، احساسات درونی خود را به معرض نمایش می گذارند، طوری که مخاطب از این دو حیوان چیزی جز رفتارهای انسانی نمی بیند!

بیننده از آغاز فیلم با دو گروه شخصیت مواجه می شود، خرسها را نمادی از انسانیت و محبت می بیند و شکارچیان را پر از خودخواهی و حس تجاوز ! که چنین مسئله ای با پیش زمینه ی ذهنی بیننده در تضاد است .چراکه انسانیت و روابط متاقبل متعلق به انسان است ، در حالی که در فیلم، شکارچیان به چیزی جز نفرت و انتقام جویی فکر نمی کنند…!

این تضاد شخصیتی تقریبا تا اواسط فیلم ادامه می یابد ، تا جایی که خرس بزرگ برای فرار از گرسنگی به گوزن ها حمله ور می شود تا غذایی برای خود و دوست کوچکش تهیه کند . و اینجاست که شخصیت خرس ها به واقعیت نزدیک می شود . البته رفتارهای شخصیتی شکارچیان نیز همچنان سیاه باقی نخواهد ماند . شکارچیان بچه خرس را گروگان می گیرند تا از این طریق به خرس بزرگ برسند . در ادامه فیلم سکانسی فرا میرسد که خرس بزرگ از پشت سر به یکی از شکارچیان که برای شکار وی کمین کرده بود نزدیک می شود . شکارچی متوجه خرس می گردد اما راه فراری ندارد ، جدا از این به تفنگش نیز دسترسی ندارد و اینجاست که ما شاهد “شاه سکانس” فیلم خواهیم بود! شکارچی پر از دلهره و اضطراب انتظار مرگ را می کشد ، خرس با عظمت و قدرت ، و پر از نفرت به شکارچی نزدیک می گردد و آنجایی که همه از خرس انتظار یک حرکت اکشن (!) و دریده شدن شکارچی را دارند ، انسانیت خرس مانع از انجام این عمل می شود . خرس با نعره های بلند و خوفناکی که بر سر مرد می کشد ، اوج قدرت خود و حقارت و ضعف شکارچی را به وی می نمایاند و سپس از سر تقصیراتش می گذرد… اینجاست که یک حیوان ، به مرد انسانیت و گذشت می آموزد ، می آموزد که همیشه قدرت و زور کار ساز نیست ، می آموزد همیشه فردی که تصور میکند قدرت در دستانش است ، قدرتمند نیست و می آموزد همیشه نتیجه نفرت و انتقام ، به زشتی ختم نمی گردد…تاثیری که عمل خرس بر روی مرد گذاشت ، باعث شد تا زمانی که همه چیز برای از پا دراوردن خرس مهیا بود ،شکارچی از این عمل سر باز زند و به همراه دوستش محل تجاوز شده خرس ها را ترک کنند. گویی خرس ، انسانیت فراموش شده ی شکارچیان را به آنها یاداوری کرد …

فیلم “خرس” اثر “ژان ژاک آنو” اتفاقی در زمینه ی فیلمسازی محسوب می شود . او سبکی ساخت که شاید بیشتر به ساختاری داستانی ، دراماتیک و حادثه ای شباهت داشته باشد و کمترین شباهت ممکن را به فیلمی مستند دارد ، گرچه به نظر بنده اساس عکس العمل بازیگران اصلی فیلم که دو خرس هستند را می توان در گونه ی مستند نیز قرار داد. “بانو” در این فیلم به حیوانات روح انسانی بخشید ، شاید مخاطبان تنها در انیمیشن ها چنین شخصیت پردازی را آن هم در مورد حیوانات شاهد بوده باشند ، در حالیکه در فیلم “خرس” ، مخاطبین از همراه شدن با دو خرس واقعی ، آن هم با رفتارهای کاملا انسانی شگفت زده می شوند و نکته جالب اینکه کارگردان از هیچ کوششی در این امر کوتاهی نکرده است ، تا جایی که بچه خرس شبها رویا می بیند و بیننده ها شاهد رویاهای کودکانه وی در خواب خواهند بود !!! و این چیزی جز القای روح انسانی به حیوانات نیست و کارگردان در رسیدن به این هدف کاملا موفق بوده.

در انتهای فیلم ، و پس از تحمل آن همه سختی و مشکلات ، بچه خرس و همراهش ،در زمستانی سرد و پر برف با آرامش کامل به خواب زمستانی فرو می روند و این فیلم دل انگیز به پایان خود می رسد.

محمد ماهر

1387/8/17


کارها

اطلاعات

2 جواب

8 11 2008
ناصر

محمد ماهر عزيز
سلام و خسته نباشي
از نقدي که نوشتي لذت بردم و واست آرزوي موفقيت بيشتر ميکنم.
منتظر مطالب ديگري از شما هستم .
موفق باشي ………. ياعلي

سلام آقای خالقی عزیز ،
خیلی ممنون ، به هر حال به پای مطالب شما که نمی رسه …!
یا علی

12 11 2008
پويانما

محمد عزيز
بازهم بهت تبريک ميگم
همونطور که قبلا” هم گفتم انصافا” نقدي که بر فيلم خرس نوشتي يه نقد کاملا حرفه اي هست و از سن و سال شما خيلي بالاتره .
مشخصه که شما فيلم زياد ميبينين و قطعا” خيلي هم دقيق و موشکافانه ميبينين و حتما” نقد هايي که منتقدها در مورد فيلمهاي شاخص سينماي روز جهان هم مينويسن رو به دقت دنبال ميکنين .
الحق قلم توانايي دارين و از اين بابت مجددا”بهتون تبريک ميگم .
با آرزوي موفقيت بيشتر براي شما .. گيلان و گيل آرت .

ممنون آقای خالقی ،
ما رو شرمنده می کنید …
بله سعی می کنم یکی از تفریحاتم فیلم دیدن باشه ، البته همونجور که گفتین بیشتر تو فیلمها به مسائل فنی و کارگردانی توجه می کنم…
بازم ممنون از اینکه سر می زنید و نظر می دین …:)
یا علی…

دیدگاه‌تان را بنویسید: